واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر من چو تو سنگین دل و ناخوش خومی کی بسته آن زلف و رخ نیکومی این دل که مراست کاشکی تو منمی و آن خو که تراست کاشکی من تومی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰۷ | واژه جو