واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای عارض گل پوش سمن پاش تو خوش ای چشم پر از خمار جماش تو خوش ای زلف سیه فروش فراش تو خوش بر عاشق پر خروش پرخاش تو خوش

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۱ | واژه جو