واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۹۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای روی تو رخشنده‌تر از قبله گبر وی چشم من از فراق گرینده چو ابر من دست ز آستین برون کرده ز عشق تو پای به دامن اندر آورده به صبر

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۹۵ | واژه جو