واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آنی که فدای تو روان می‌باید پیش رخ تو نثار جان می‌باید من هیچ ندانم که کرا مانی تو ای دوست چنانی که چنان می‌باید

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷۷ | واژه جو