واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گفتی که کیت بینم‌ای در خوشاب دریاب مرا و خویشتن را دریاب کایام چنان بود که شبها گذرد کز دور خیال هم نبینیم به خواب

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷ | واژه جو