واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن روز که مهر کار گردون زده‌اند مهر رز عاشقی دگرگون زده‌اند واقف نشوی به عقل تا چون زده‌اند کاین زر ز سرای عقل بیرون زده‌اند

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۹ | واژه جو