واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آنها که اسیر عشق دلدارانند از دست فلک همیشه خونبارانند هرگز نشود بخت بد از عشق جدا بدبختی و عاشقی مگر یارانند

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۶ | واژه جو