واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشق و غم تو اگر چه بی‌دادانند جان و دل من زهر دو آبادانند نبود عجب ار ز یکدیگر شادانند چون جان من و عشق تو همزادانند

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۵ | واژه جو