واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون چهره تو ز گریه باشد پر درد زنهار به هیچ آبی آلوده مگرد اندر ره عاشقی چنان باید مرد کز دریا خشک آید از دوزخ سرد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۳ | واژه جو