واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سودای توام بی‌سر و بی‌سامان کرد عشق تو مرا زنده جاویدان کرد لطف و کرمت جسم مرا چون جان کرد در خاک عمل بهتر ازین نتوان کرد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۱ | واژه جو