واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از دور مرا بدید لب خندان کرد و آن روی چو مه به یاسمین پنهان کرد آن جان جهان کرشمه خوبان کرد ور نه به قصب ماه نهان نتوان کرد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۰ | واژه جو