واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آب از اثر عارض تو می‌گردد آتش زد و رخسار تو پر خوی گردد گر عاشق تو چو خاک لاشی گردد چون باد به گرد زلف تو کی گردد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۹ | واژه جو