واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در دیده خصم نیک روی تو مباد بر عاشق سفله نیک خوی تو مباد چون قامت من دل دو توی تو مباد جز من پس ازین عاشق روی تو مباد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۸ | واژه جو