واژه جو

سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۱۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

به سال هفتصد و هفتاد و پنج گشت خراب به آب شهر معظم که خاک بر سر آب دریغ روضه بغداد، آن بهشت آباد که کرده است خرابش جهان خانه خراب

معنی سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۱۰ | واژه جو