واژه جو

سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خداوندا از افراط شراب شرب دوشینه دمادم می‌رسد جانم به لب چون ساغر صهبا ز موصول آنچه آوردند دوش امروز با ما خور که خود خوردن مضر باشد شراب موصلی بی‌ما

معنی سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۱ | واژه جو