واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

داد طرب از عمر بده تا برود تا ماه برآید و ثریا برود ور خواب گران شود بخسبیم به صبح چندانکه نماز چاشت از ما برود

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۹ | واژه جو