واژه جو

سطیحة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سطیحة. [ س َ ح َ ] (ع اِ) مشک که از دو پوست کرده باشند. ◄ توشه دان . (مهذب الاسماء).

سطیحة. [ س ُ طَ ح َ ] (اِخ ) نام کاهنی از بنی ذئب . گویند که در بدن او جز استخوان سر استخوان دیگر نبود. (منتهی الارب ). رجوع به سطیح شود.

معنی سطیحة | واژه جو