واژه جو

سرسور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرسور. [ س ُ ] (ع ص ) دانای بزرگ بسیار درآینده در امور. ◄ هو سرسور مال ؛ او نیکو سیاست کننده ٔشتران است . ◄ (اِ) پیکان دوک . ◄ دوست و یار خالص . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی سرسور | واژه جو