واژه جو

سالار آخور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سالار آخور. [ رِ خوَر / خُر ] (ترکیب اضافی، اِمرکب ) آنکه اسبان و چهارپایان شاه بدو سپرده شده است . آنکه تعهد تربیت و نگاهداری ستوران شاه را بعهده دارد. سرمهتر. رئیس مهتران . رئیس اصطبل : چو زآنگونه نیرنگها کرد راست ز سالار آخورخری دَه بخواست . فردوسی . رجوع به سالار شود.

معنی سالار آخور | واژه جو