زمیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زمیج . [ ] (اِخ ) بهمنیار در شرح و توضیح بعض کلمات و عبارات تاریخ بیهق آرد: نام یکی از بخش های جنوبی سبزوار است و در این بخش دیهی است معروف به دیه زمین، لیکن اهل قلم دیه زمیج می نویسند. مؤلف تاریخ بیهق این کلمه را بمعنی زمین بر دهنده نوشته و این معنی در فرهنگهای فارسی که در دست است، یافته نشد. رجوع به تاریخ بیهق چ دانش ص ٣٦، ١٠٩، ١٤٥ و ١٥٥، زمج در همین لغت نامه و زمیخ شود.