واژه جو

زایانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زایانیدن . [ دَ ] (مص ) به زادن داشتن . مددکردن به زاینده . زایاندن . رجوع به ماده ٔ فوق شود.

معنی زایانیدن | واژه جو