واژه جو

زایاندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(دَ) (مص م.) یاری دادن به زائو به هنگام زادن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(دَ) (مص م.) یاری دادن به زائو به هنگام زادن.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زایاندن . [ دَ ] (مص ) یاری دادن به زچه گاه زادن . زایاندن ماما زاچه را. زایانیدن . و رجوع به زایانیدن شود.

معنی زایاندن | واژه جو