واژه جو

زانیج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زانیج . (اِ) وطن مألوف را گویند. (برهان قاطع). وطن را گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ). مسقطالرأس و مولد و وطن و شهر. (ناظم الاطباء).

معنی زانیج | واژه جو