واژه جو

زانیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زانیة. [ ی َ ] (ع ص )مؤنث زانی . زن زنا و فجور کننده . (اقرب الموارد). زناکار و جاف و روسپی . (ناظم الاطباء). زن زنادهنده . (فرهنگ نظام ) : الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائة جلدة. (قرآن ٢/٢٤). ◄ مرد زانی و «تا» برای مبالغه است . (اقرب الموارد).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی زانیة | واژه جو