واژه جو

رین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(رَ یا رِ) [ ع. ]<BR>۱- (اِ.) چرک، ریم.<BR>۲- زنگ.<BR>۳- حجابی است بر دل که کشف آن جز به ایمان نبود و آن حجاب کفر و ضلالت است.<BR>۳- (مص ل.) غالب شدن گناه بر دل.<br>

معنی رین | واژه جو