واژه جو

ریش خوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریش خوک . (اِ مرکب ) بیماری خنازیر. سراجه . (ناظم الاطباء). خنازیر بود که بر اندام مردم برآید. (فرهنگ جهانگیری ). نام مرضی و علتی است که به عربی خنازیر گویند. (آنندراج ) (برهان ).

معنی ریش خوک | واژه جو