واژه جو

ریش خاریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریش خاریدن . [ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از رنج و تعب کشیدن . (از مجموعه ٔ مترادفات ص ١٨١).کنایه از رنج بیفایده کشیدن . (آنندراج ). ◄ تردید و نگرانی و اضطراب خاطر نمودن : گفت اگر پند پذیری برو و ریش مخار. انوری (از آنندراج ).

معنی ریش خاریدن | واژه جو