واژه جو

روغنگیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روغنگیر. [ رَ / رُو غ َ ] (نف مرکب ) عصار. دهان . افشرگر. (یادداشت مؤلف ). روغن کش . و رجوع به روغن گر و روغن گیری شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی روغنگیر | واژه جو