واژه جو

روغن زبان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روغن زبان . [ رَ / رُو غ َزَ ] (ص مرکب ) کنایه از نرم گفتار و چاپلوس . (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از برهان ) (ناظم الاطباء). چرب زبان . ◄ فریبنده . (فرهنگ فارسی معین ). فریب دهنده . (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از برهان ).

معنی روغن زبان | واژه جو