واژه جو

رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه | بخش ۳۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اندر آن شهری که موش آهن خورد باز پرد در هوا، کودک برد

معنی رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه | بخش ۳۲ | واژه جو