واژه جو

روایی یافتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روایی یافتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) رواج و رونق حاصل کردن . (ناظم الاطباء). گرمی و رونق پیدا کردن . رایج شدن . روایی گرفتن : متاع از مشتری یابد روایی به دیده قدر گیرد روشنایی . نظامی . و رجوع به روایی گرفتن و روایی شود. ◄ منتشر شدن . (ناظم الاطباء). باب شدن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به روایی دادن شود. ◄ نفوذ یافتن . نفاذ یافتن . رجوع به روایی و روایی داشتن شود.

معنی روایی یافتن | واژه جو