واژه جو

روان بد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روان بد. [ رَ وام ْ ب ُ ] (اِ مرکب ) نفس کل . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). نفس کل که روان فلک نهم باشد و آن را روامبد نیز گویند. (آنندراج ) (انجمن آرا) (از فرهنگ دساتیر ص ٢٤٧) (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

معنی روان بد | واژه جو