واژه جو

رواج داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رواج داشتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) رونق و گرمی داشتن . روایی داشتن . پررونق و پر آب و تاب بودن . رجوع به رواج شود : حرف دعوی در میان باطلان دارد رواج هست در بتخانه گلبانگی دگر ناقوس را. صائب .

معنی رواج داشتن | واژه جو