واژه جو

رواج دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رواج دادن . [ رَ دَ ] (مص مرکب ) رونق دادن . روایی بخشیدن . آب و تاب بخشیدن . رایج کردن . ترویج کردن . رجوع به رواج شود : چنان منادی عشق است در درون خراب که آنکه میدهد این ملک را رواج یکی است . ملا وحشی (از آنندراج ).

معنی رواج دادن | واژه جو