واژه جو

رفیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رفیل . [ رُف َ ] (اِخ ) رفیل بن مسلمة است و بسوی آن منسوب است نهر رفیل . (منتهی الارب ). او ایرانی بود و بر دست عمر مسلمانی گرفت و عضدالدین بن رئیس الرؤسا وزیر مستضی ٔ و پدران او از احفاد رفیل باشند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به تجارب السلف صص ٣١٧ - ٣١٨ و ابن مسلمة شود.

معنی رفیل | واژه جو