واژه جو

رفیق قهستانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رفیق قهستانی . [رَ ق ِ ق ُ هَِ ] (اِخ ) از فدائیان ملاحده و قاتل امیرتوسن ملکشاهی است بسال ٤٨٨ هَ . ق . (یادداشت مؤلف ). رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ٢ جزء ٤ ص ٤٦٧ شود.

معنی رفیق قهستانی | واژه جو