واژه جو

رام رنگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رام رنگی . [ م ِ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صاحب آنندراج آرد: نورالدین جهانگیر پادشاه بن اکبر پادشاه، شراب را باین نام می خواند و بیت ذیل را نقل کند : نه ایم منکر صهبا ولیک میگویم که رام رنگی ما نشئه ٔ دگر دارد. طالب آملی (ازآنندراج ). و سپس گوید: صهبا شراب انگور، در این صورت رام رنگی غیر شراب مذکور خواهد بود.

معنی رام رنگی | واژه جو