راسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س) [ ع. ]<BR>۱- (اِفا.) ته نشین شونده، ته نشین گردیده.<BR>۲- (اِ.) درد که در ته ظرف ماند.<BR>۳- مادة دارویی که در ته لولة آزمایش یا ته بالن و دیگر ظروف آزمایشگاهی ته نشین شود.<BR>۴- گل و لای و دیگر مواد مخلوط با آب که در بستر رودخانهها و کف دریاچهها و دریاها رسوب کند.<br>