ذهلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذهلی . [ ذُ ] (اِخ ) محمدبن یحیی بن عبداﷲ الذهلی بالولاء. مکنی بابی عبداﷲ. از مردم نیشابور و از حفاظ حدیث و فقه است وی از نیشابور بطلب حدیث ببغداد و بصرة و شهرهای دیگررفت و شهرتی تمام یافت . بخاری در صحیح ٣٤ حدیث از وی روایت کرده است . و مشیخت علم بخراسان به وی منتهی شود. و وی احادیث زهری را در دو مجلد گرد کرد و الزهریات نامید. رجوع به تذکرةالحفاظ. تهذیب التهذیب . و المستطرفة و رجوع به الاعلام زرکلی ج ٣ ص ٩٩٩، ١٠٠٠ شود.
ذهلی . [ ذُ ] (ص نسبی ) منسوب است به قبیله ٔ ذهل بن ثعلبة. (سمعانی ).
ذهلی . [ ذُ ] (اِخ ) سعیدبن عبداﷲ. رجوع به سعیدبن عبداﷲ ذهلی شود.