واژه جو

ذات الحبک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذات الحبک . [ تُل ْح ُ ب ُ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب ) آسمان . (آنندراج ). و ابن الأثیر در المرصع آرد: گویند بمعنی صاحب خلقت نیکوست و از این جاست که بافنده ٔ جامه ٔ خوب را گویند: مااحسن حبکه، و نیز گفته اند ذات الحبک بمعنی زینت است و برخی گفته اند که معنی آن راههاست . ج، ذوات الحبک .

معنی ذات الحبک | واژه جو