واژه جو

ذات اطلاح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذات اطلاح . [ ت ُ اَ ] (اِخ ) موضعی است به شام و از آنجا تا بلقاء یکشبه راه است و گویند جائی است بدان سوی وادی القری . (المرصع). و مقریزی در امتاع الاسماع در سوانح صفر سال هشتم هجری گوید: ثم ّ کانت سریّة کعب بن عمیرالغفاری الی ذات اطلاح من ارض الشام وراء وادی القری فی خمسة عشر رجلاً فقاتلهم حتی قتلوا.

معنی ذات اطلاح | واژه جو