واژه جو

ذات اشاجع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذات اشاجع. [ ت ُ اَ ج ِ ](ع ص مرکب ) یا غدد ذات الاشاجع. این کلمه در نصاب الصبیان چ برلین در قطعه ٔ ذیل که محرّمات گوسفند را گردکرده، آمده است و در جای دیگر نیافتیم : غدد ذات اشاجعحدق و فرج و قضیب انثیان و دم و عِلبا و نخاعست و طحال . پس مثانه است و مراره است و مشیمه خرزه یاد گیر این که ترا بازرهاندز وبال .

معنی ذات اشاجع | واژه جو