دنگال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (ص.) وسیع، جادار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (ص.) وسیع، جادار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دنگال . [ دَ ](ص نسبی ) (از: دنگ، آلت برنج کوبی + َال، پسوند نسبت ) اسب درازگردن بی اندام . (آنندراج ). ◄ سخت فراخ و بزرگ : اتاقی دنگال ؛ خانه ٔ سخت فراخ . اتاقی بغایت فراخ و بزرگ با سقفی بلند. (یادداشت مؤلف ).