واژه جو

دان دان شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دان دان شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دانه بستن عسل و شیره ٔ انگور و همچنین هندوانه های از جنس خوب که نیک رسیده باشند. پاشان و پراکنده شدن و مانند دانه شدن شیره و عسل و روغن و جز آن . (ناظم الاطباء).

معنی دان دان شدن | واژه جو