داغ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا[ تر. ] (اِ.) کوه، جبل.<br>مترادفها و واژههای مرتبطحار، سوزان، سوزنده، گرمعلامت، لکه، مهر، نشان، نشانهاندوه، عزا، غم ≠ سردواژه قبلی: داعیهواژه بعدی: داغ دیدن