داغ دیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ) (مص ل.) مصیبت دیدن، سوگوار شدن.<br>واژه قبلی: داغواژه بعدی: داغ دیده