واژه جو

خورابه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(خُ بِ) (اِمر.)<BR>۱- سوراخی که در بندی که بر جوی بسته‌اند ایجاد شود و آب اندک اندک از آن خارج شود.<BR>۲- جوی کوچکی که برای زراعت از نهر جدا کنند.<br>

معنی خورابه | واژه جو