واژه جو

خدنگ انداز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خدنگ انداز. [ خ َ دَ اَ ] (اِ) آنکه خدنگ می اندازد. خدنگ افکن . تیرانداز : شهری که همچو سکندر سپهبدان دارد سنان گذار و کمندافکن و خدنگ انداز. سوزنی .

معنی خدنگ انداز | واژه جو