واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۸۹ - در مرثیه وحید الدین عموی خود

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون من خطر زدم به فراق از پی وحید جان از پی وحید برآمد بدان خطر آمد به گوش من خبر جان سپردنش جانم ز راه گوش برون شد بدان خبر

معنی خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۸۹ - در مرثیه وحید الدین عموی خود | واژه جو