واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۸۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خاقانیا ز عارضه درد دل منال کز ناله هیچ درد نشان بهی ندید بیمار روزگار هم از اهل روزگار روی بهی ندید که جز روبهی ندید

معنی خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۸۴ | واژه جو